در شهر

وقتي تصميم مي گيري از زاويه هاي مختلف شهر را مشاهده كني با اتفاقات عجيب و جالبي مواجهه مي شوي و چيزهايي مي بيني كه هر روز از مقابلشون عبور مي كردي ولي به چشمت نيامده اند .. در صدمتر از يك خيابان ان هم در تنها منطقه فرا توسعه اي پايتخت سوژه هاي وجود دارد كه هر كدام مي تواند موضوع يك كار تحقيقي و پژوهشي باشد از اينكه چطور عده اي پر از اميد و نشاط اند و به دنبال يادگيري و بهتر زيستن در يك كافه اند ،عده اي ديگر به دنبال رزق حلال در گوشه اي از پياده رو هنر و توان خود را عرضه مي دارند، افرادي براي رهايي از غم هاي شان در پي تهيه و مصرف موادي به ظاهر التيام بخش و كودكاني كه در حسرت به دست اوردن هر انجه در زرق و برق پشت مغازه ها خودنمايي مي نمايد و به دنبال سير شدند و... زير پوست شهر هم نه در سطح شهر مي توان غم ها و شادي را ديد و كاش مسولين عزيز فقط گاهي جور ديگر و با پاي پياده يك خيابان در مركز شهر را هم گز بفرمايند با واقعيت هايي روبرو مي گردند كه شايد درد حاصل از آن باعث خيلي اتفاقات بهتري در جهت رشد و سازندگي و حل معظلات شهر شود (بلخره مشت نمونه اي از خروار است )...

#بازارچه_سنتى_لاله #پارك_لاله #كافه_ايونت

#موسيقي _خياباني #هنرهاي_دستي #اعتياد #مواد_مخدر #كودكان_كار #آسيبهاي_اجتماعي #دست_فروش


/ 0 نظر / 29 بازدید