درباره نویسنده
ملیحه  خلقی
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • ملیحه خلقی
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • شان و منزلت زن در اسلام
  • بیعت زنان با پیامبر
  • رجال=؟!
  • حوا عامل رانده شدن آدم از بهشت !!!
  • پسر چون دختر نیست !
  • زن در حکایات عطار نیشابوری
  • ترس یا هیجان
  • خود شکوفایی
  • شکوفه ها را بنه
  • سکوت
  • برابری در سیاست و حکومت
  • برابری در اشتغال
  • اتحاد
  • اعلاميه پکن
کلمات کلیدی مطالب
  • زن (۱)
  • زنان (۱)
  • شیطان (۱)
  • آدم (۱)
  • حق (۱)
  • حوا (۱)
  • پیامبر (۱)
  • حکایات (۱)
  • بیعت (۱)
  • عطار نیشابوری (۱)
  • رانده شدن از بهشت (۱)
  • منزلت زن (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • تیر ۸٩
  • بهمن ۸٧
  • دی ۸٧
  • آذر ۸٧
  • اردیبهشت ۸٧
  • فروردین ۸٧
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
دوستان من
  • پرتال بانوان ایران
  • خیرالبریه
  • گفتمان جهانی زنان مسلمان
  • مديران تواناي ياران (اميرارسلان )
  • نی روحانی
  • آنچه یافت نمی شود آنم آرزوست
  • دانستن توانستن است
  • دل نوشته های مادر بزرگ
  • نگار
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



کارراهه
شان و منزلت زن در اسلام
نویسنده: ملیحه خلقی - سه‌شنبه ٢٢ آذر ،۱۳٩٠

خداوند در قرآن برای زن و مرد بعد از بیعت با پیامبر از نظر اسلام و ایمان منزلت یکسانی قرار داده است . و  هر دو را به کارهای نیک و شایسته فرمان می دهند و از کارهای زشت و ناپسند بازمی دارند. می خواهند که  و نماز را برپا کنند، و زکات بپردازند، و از خدا و پیامبرش اطاعت نمایند؛ که در نتیجه  مورد رحمت قرار گیرند . توبه / 71

 همچنین در نکوهش و مجازات  زنان و مردان فاسق و کافر  تفاوتی قائل نمی باشد .

توبه /69

و در اطاعت پذیری از خدا و پذیرش ولایت پیامبرش به هردو امر کرده و در نتیجه نافرمانی عوقبت مشابه هم دارند .(احزاب /36 ) و به کار رفتن  "من "(به فتحه م) موصول است یعنی : آن کسی که ، مذکر و مونث ندارد .

نظرات ()



بیعت زنان با پیامبر
نویسنده: ملیحه خلقی - جمعه ٢٠ آبان ،۱۳٩٠

در اساسی ترین موارد در قرآن آیاتی دیده می شود که از زنان و مردان به مساوات یاد، حق و دستور العمل  یکسانی را برای هر دو جنس بیان می کند . دعوت به  انجام اعمال نیک و پرهیز از اعمال نا صواب را برای نوع بشر و فارغ از زن بودن یا مرد بودن مطرح می نماید . و در مواردی مستقلا برای زنان حق مشابه مردان قائل است . 

1.سوره مممتحنه /12 ، خطاب به شخص پیامبر در مورد بیعت کردن با زنان است . و این نشانه دهنده آن است که زنان در آن  زمان بی واسطه و بطور مستقل با آن حضرت بیعت نمی نمودند . و شروطی همانند مردان در پذیرفتن بیعت برای آنان وجود داشته است .

شروط:

شرک به خدا نداشته باشند .

انضباط اقتصادی را رعایت نماییند .

عفاف جنسی را رعایت کنند .

فرزندان خود را نکشند .

بهتان و تهمت به هم نزنند .

اگر دعوت به امر معروف می کنی بپذیرند.

و خطاب به پیامبر که هم بیعت کن و هم طلب مغفرت . ...عینک 

نظرات ()



رجال=؟!
نویسنده: ملیحه خلقی - سه‌شنبه ٢٩ تیر ،۱۳۸٩

 

چندی پیش تعریفی از کلمه  "رجال" در توضیح آیه 44 سوره اعراف  شنیدم . برایم جالب بود.

اینطور معنی شده بود: منظور از "رجال" ، هر انسانی است که در اراده و تعقل قوی و در حد کمال انسانیت باشد ، چه زن و چه مرد!تعجب

این تعریف مرا به فکر واداشت ،  نوری بود در ظلمت !

توجه به آن ،بسیاری از موانع و مسائلی را که انگار پشت سد دین قرار دارد را می شکند  که می توان از آن عبور کرد! خیال باطل

عرصه را برای حضور و فعالیت های گسترده و سپرده شدن مدیریت های کلان کشوری به زنان  در زمینه های مختلف بلا اشکال می نماید.

پس درمرور قانون اساسی و مواجهه با کلمه  "رجال" می توان اینطور تعبیر کرد که هیچ  محدویتی در سپردن امور به زنان یا مردان وجود ندارد بلکه منظور انسان یا فردی صاحب نظر در امور مربوط به آن مسائل است.

همانا خداوند در قرآن به صراحت در سوره سباء به داستان زنی به نام بلقیس اشاره دارد که ملکه سباء و  صاحب قدرت و حکومت است. بسیار قابل تامل و هوشمندانه ، به کار گیری او از خصوصیات ، ظرافت ها و ویژگی ها ی زنانه اش در اداراه کشورش وحتی در  رویا رویی  با حضرت سلیمان را برای ما به تصویر می کشاند(  بیان می کند، عرضه می دارد...

و اینکه چطور در مناظره با آن حضرت زیرکانه تدابیر سیاسی و اجتماعی را با توجه به شرایط موجود اتخاذ می کند . ..   البته آن خود به تفصیل  جای بحث دارد.

هر چند از این قبیل مثال ها  را در زندگی بزرگان دین بسیار می توان دید.

از نمونه های بارز آن ،حضرت زینب کبری (س) که مشاور و همراه همیشگی امام حسین (ع) در جنگ ها و مسائل مربوط به دین و برخورد با مخالفین بوند.

و زندگی فاطمه زهرا(س)سراسر نشان از حضور آن بانو در عرصه های مختلف سیاسی ،فرهنگی،هنری،اجتماعی،اقتصادی بود. در اکثر امور مورد مشورت پدر بزرگوارشان و همسر گرامی شان قرار می گرفتند.در بعضی موارد شخصا اموری را مدیریت داشتند. و....

امام خمینی نیز هم در سخنان خود فرمودند:

"زنان باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت داشته باشند." که توجه به کلمه مقدرات اساسی و  دخالت جای تفکر بسیار دارد...

 

پس خداوند مهربان زن و مرد را یکسان ،البته با تفاوت هایی خلق کرد. اما حقوق آنان را یکسان قرار داد.مرد را بر زن یا زن را بر مرد برتری نداد مگر در تقوی!... او در قالب دین دستورات و نکاتی برای چگونگی رشد و به کارگیری توانایی های هر یک فرستاده و زندگی انبیاء (ع)و ائمه(ع) را الگوی عملی و عینی آن قرار داده است...

به نظر من  همین دیده شدن ،  توجه به  تفاوت ها و احترام به حقوق زنان و مردان است  که منجر به رشد جوامع می گردد.

 حال که  خدای حکیم  و قادر مطلق خالق ماست و خیر و شر امور را تنها او می داند ، در سخن حق ، اما و اگر ها و تبصره هایی که نتیجه برداشت های شخصی است را حذف کنیم.

 کلام حق را آن چنان که باید بپذیریم نه بر حسب صلاح و منفعت خویش!

 

 

 

نظرات ()



حوا عامل رانده شدن آدم از بهشت !!!
نویسنده: ملیحه خلقی - شنبه ۱٢ بهمن ،۱۳۸٧

مقاله ای  می خواندم در مورد جایگاه زن در روایات اسلامی  . به این مطلب رسیدم که "حوا  از میوه ممنوعه خورد و به آدم هم خوراند ."

البته بارها این مطلب را از علما و سخنوران بسیاری شنیده ایم ، اما واقعا اینطور در قرآن آمده ؟!!!

اگر به قرآن مراجعه کنید (سوره بقره  ، آیه 36) اینطور می فرماید :

فازلّهما الشیطان عنها فاخرجهما مما کانا فیه و ... : پس شیطان آنها را لغزاند و از جایی که در آن بودند اخراج کرد ...

در زبان عربی مونث و مذکر و حتی جمع هر یک از آنها به تنهایی و یا هر دو آنها باهم با ضمائر متفاوتی ذکر می شود . لذا اینجا از" هما " استفاده شده است یعنی هر دو آنها با هم . نه اینکه یکی از آنها دیگری را فریب داده باشد .

جای بسیار تعجب است که چرا علما ما یا سخنوران که حتما  سواد اندکی از عربی دارند موضوع به این واضحی را طور دیگری مطرح می کنند . به راستی اگر  ابتدا حوا فریب خورده بود ،نباید فازلها می آورد به جای  هما ؟!

خداوند به زن و مرد نگاهی مساوی دارد هر چند که هرکدام را با ویژگی های خاص خودشان  آفرید ه است . این هم نشانه ای از بزرگی و قادر مطلق بودن اوست . نمی دانم چرا همه آن حقایقی که در مورد زنان در قرآن آمده و نقشهای متفاوتی را که به آنان واگذار و از سخن آورده شده ،به راحتی کتمان می نمایند .تنها اشارات و استناد به بعضی آیات، آن هم بدون توجه به آیات قبل و بعد آن و با تفسیر به رای،از آن  سخن به میان می آورند، می خواهند حقایق آشکار  کنند ؟!!!

         

نظرات ()



پسر چون دختر نیست !
نویسنده: ملیحه خلقی - پنجشنبه ٥ دی ،۱۳۸٧

حال که میلاد حضرت مسیح (ع) پیامبر صلح و دوستی است ،   دیدم خالی از لطف نیست که به ناگفته ای در مورد  تولد مادرش اشاره ای در حد بضاعت داشته باشم .لبخند

 در قران  سوره آل عمران آیات 35 و 36 اینطور مطرح می شود که ، زمانی که زن عمران باردار می شود از طریق وحی می دانست که فرزندش پسر خواهد شد لذا او را نذر پروردگار خویش می نماید که بنده ای آزاد و در ولایت خدا باشد .اما پس از وضع حمل متوجه اشتباه  خود شد و از اینکه نمی تواند نذر خود را ادا کند دچار حسرت و اندوه گشت .ناراحت اما خداوند جواب حسرت او را اینگونه می دهد:... لیس الذکر کالانثی...  پسر چون دختر نیست . دلایل خود را اینگونه بیان می دارد که  ما می  دانستیم او دختر است .اما می خواستیم آرزوی تو را به نحو احسن عملی سازیم ، چون اگر فرزندت پسر بود آثارش  همان آثار عیسی (ع) بود مانند شفا دادن و زنده کردن مرده و...اما این دختر علاوه بر آن آثار ، آثار بالاتری است  مانند تولد پسری بدون پدر از او ، یا به حرف آمدن فرزندش در گهواره ... برای همین پسر چون دختر نیست . مژه

زن عمران نام مریم یعنی زن پاک  را بر فرزندش نهاد و خداوند نذر او را پذیرفت . ...قلب

حال با این همه لطف و توجهی که پروردگار عالم به زن داشته و نسل دو پیامبر بزرگش را زن بر قرار ساخته چطور بعضی زنان را به راحتی نادیده می گیرند؟! و از روی جهل آن را به قران نسبت می دهند .عصبانی

 البته که از این نمونه ها در این کتاب مقدس بسیار به چشم می خورد به شرطی با دقت و بصیرت آن را بخوانید.چشمک

 

میلاد مسیح بر همه مسیحیان عزیز مبارک تشویق

نظرات ()



زن در حکایات عطار نیشابوری
نویسنده: ملیحه خلقی - شنبه ٢۳ آذر ،۱۳۸٧

چندی پیش در نشستی حضور داشتم، با موضوع: " زن در حکایات عطار"  که  سرکار خانم دکتر نسیرین  فقیه ملک مرزبان  حاصل  تحقیقاتشان را  در این خصوص ارائه کردند.

 نکته قابل توجه این بحث در این بود که جناب عطار با وجود اینکه شاعر و حکیم  قرن 6 هجری بوده  نسبت به درک و فهم مردمان آن زمان و دیگر شاعران هم عصر خود مانند سنایی( از 22 حکایت او 14 مثبت و 8 منفی . به حدی که شما را نسبت به شخصیت زن متنفر و به حالت انزجار می رساند)  ...  بسیار متفاوت می اندیشیده است . انسان ها نزد او محترمند  بویژه  شخصیت های زنان، که  در حکایاتش از ارزش و جایگاهی بالاتر نسبت به زیردستانشان برخوردار هستند.لبخند

بیش از همه برای زنان احترام قائل است و در برابر آنها مودب . به شخصیت های زنان و مردان در طول حکایاتش در 4 دیوان الهی نامه ، مصیبت نامه ، اسرار نامه و منطق الطیر به یک میزان می پردازد. در توصیف های ظاهری جمال  زن و مرد یکسان حرکت می کند و به هر دو شخصیت از لحاظ معنوی و ظاهری به یک اندازه توجه داشته است.

شخصیت های زنان در اشعار او از تنوع زیادی برخوردارند ،شخصیت های تاریخی ( اسلام و ایران ) ، عاشقانه، عارفانه  و... .

هر کدام از آنها موصوف به صفتی اند یا مادر ، دختر دلسوز ، عاشق ، کنیزک ، پیر زن و ... البته هریک از این زنان تک بعدی اند یعنی اگر زنی عاشق است دیگر معشوق نیست .اگری دختری دلسوز است فقط دختری دلسوز است و ...

نکته دیگری که جالب اینکه درصفحه 347 مصیبت نامه  حکایتی را نقل می کنه :

روزی دختری زیبا و خسروی متوجه می شود که خادمی شیفته او شده و از دور به او نگاه می کند . دختر شروع می کند به بازی ،  هوس رانی ، مجلس گرمی و خوش و بش و خادم را به نزد خود می خواند . خادم بیچاره که دل و جان از کف نهاده و دل در دل ندارد پیش دختر می رود . دختر هم زلفی برای او می افشاند و جام شرابی به دست او می دهد و کنار او می نشیند . خادم در این ماجرا تنگ می اید و چون از ظرفیتش خارج می گردد سیحه ای می کشد و جان می دهد می میرد.  در انتهای حکایت  عطار به سرزنش خادم می پردازد که چقدر تنگ ظرفیتی ، شایسته عتاب و سرزنشی و بی زور ناتوانی.نیشخند

چیزی که عجیب به نظر می رسد اینکه  با تفکرات آن زمان ، او در خطاترین شکل زندگی مان مانند پدری دلسوز که از دختر خود حمایت می کند از همه زنان حمایت می کند .

و...

هر چند که مطالب گفتنی زیاد است و شیرین .اما در این جا مجال پرداختن به ان نیست . ولی دوستان پرداختن و هرزگاهی خواندن یکی و دو حکایت خالی از لطف نیست.عینک

نظرات ()



ترس یا هیجان
نویسنده: ملیحه خلقی - جمعه ٢٧ اردیبهشت ،۱۳۸٧

ترس ناشی از شکست و یا حتی پیروزی، به شکل اجتناب ناپذیری بر توانایی ما در انجام کار هایی که بر عهده ما گذاشته شده اثر می گذارد ، حتی در بسیاری موارد ما کاملا از آن بی خبریم.

این ترس ها روی اعتماد به نفس ما تاثیر گذاشته تا جایی که از خود می پرسیم :

آیااز پس آن بر می آییم یا نه

این مسئله در مورد مازنان شاید بیشتر بروز پیدا کند ولی نباید اجازه دهیم که ترس ها ما را متوقف سازند

گاهی اوقات ما ترس را با هیجان اشتباه می گیریم. چرا که جسم ما در مقابل هر دو مسئله  واکنش های یکسانی  نشان می دهد : ضربان قلب بالا  ، عرق کردن، پایین آمدن حرارت بدن...

من فکر می کنم اگر بتوانیم ترس را به هیجان تبدیل کنیم و از آن چه که باید انجام دهیم لذت ببریم ،در دفعات بعد  با مسئولیت هایی که  اضطراب و ترس را به همراه دارند برخورد می کنیم ، به یاد می آوریم که توانایی انجام آن را خواهیم داشت چرا که قبلا توانسیم از پس کارهای مشابه بر آییم .

می توانیم از همه امکانات محیط اطرافمان برای به انجام رساندن آن وظیفه استفاده کنیم.

 

نظرات ()



خود شکوفایی
نویسنده: ملیحه خلقی - شنبه ۳۱ فروردین ،۱۳۸٧

کسب آزادی و اختیار از سوی زنان با تسلط آنان بر زندگی خویش آغاز می شود. به نظر من کسب حاکمیت بر زندگی ، ما را قدرت می بخشد تا خویشتن درونی خود را بسط بیشتری دهیم. در درون هر یک از ما زنان ، نیروی بالقوه عظیمی نهفته است که برای بروز آن به جامعه یا محیط اطراف خود ابتدا باید آن را در زندگی خصوصی و شخصی خود پرورش دهیم که نتیجه آن به جامعه بر گردد. حال اینکه چطور زنان می توانند به این خود شکوفایی برسند این نیاز به دریافت آموزشها و توانمند سازی هایی هست که باید در جامعه بستر آن محیا شود.

نظرات ()



شکوفه ها را بنه
نویسنده: ملیحه خلقی - جمعه ٢ فروردین ،۱۳۸٧
شکوه ها را بنه خیز و بنگر
که چگونه زمستان سرآمد
جنگل و کوه در ستیز است
عالم از تیره رویی در آمد
                چهره بگشاد و چون برق خندید
توده برف بشکافت از هم
قله کوه شد یکسر ابلق
مرد چوپان زخمیه در آمد
خنده زد شادمان و موفق
                که دگر وقت سبزه چرانی است
عاشقا، خیز که آمد بهاران
چشمه کوچک از کوه جوشید
گل به صحرا در آمد چو آتش
رودتیره چو طوفان خروشید
                دشت از گل شده هفت رنگه
آن پرنده پی لانه سازی
بر سر شاخه ها می سراید
خار و خاشاک دارد به منقار
شاخه سبز هر لحظه زاید
                      بچگانی همه خرد و زیبا
آفتابی طلایی بتابد
بر سر ژاله صبحگاهی
ژاله ها دانه دانه درخشند
همچو الماس، و در آب ماهی
                      بر سر موج ها زد معلق

                                                               (نیمایوشیج)
نظرات ()



سکوت
نویسنده: ملیحه خلقی - سه‌شنبه ٩ بهمن ،۱۳۸٦

... سکوت هم نوعی گفتن است. منتهی گفتن حرفهایی که نگفته می مانند، سکوت حرف نگفنه است. مرا به یاد نظریه پیر ماچری منتقد معروف معاصر می اندازد که می گفت «هنر از طریق آنچه که نمی گوید به ایدئولوژی مربوط می شود نه از طریق آنچه که می گوید.» یعنی هنر از طریق آنچه نمی گوید ، می گوید؟! در سکوت ها و مکث ها و فقدان های متن است که باید ایدئولوژی را یافت...

پیر ماچری می گوید: که نشان ندادن برخی از امور همان قدر گویا ست که نشان دادن آنها... 

وبه قول فروغ:

سکوت چیست، چیست، چیست ای یگانه ترین یار؟

سکوت چیست به جز حرف های نا گفته

من از گفتن می مانم ، اما زبان گنجشکان

زبان زندگی جمله های جاری جشن طبیعت است.
نظرات ()



مطالب قدیمی تر »